
پرنده های وحشیِ چشماتچه راه سختی رو شرو کردنیه بار پر زدن تو این کــوچهیه مملکت رو زیـر و رو کردنپرنده های وحشی چشماتتمـام شــهر و مبتــــلا کردنمنو به انتهـــای من بـــــردنیه جنگ داخلی به پــا کردنیه جنگ داخلی, پر از کشتاریه عالمه ستــاره ء بی نبضیه اغتشاشِ بی نهایت سرخیه اعتصابِ بی نهــایت سـبـزباید توو حبس خونگی باشیتا کشته ها تو خوب بشماریحکومتِ نظامی ام امشـبیه انقـــلابِ مخمـــلی داریپرنده های وحشی چشماتتو فکر کودتـــــــای این مَردنتو اومدی بخاطــرت مَـــردُمحکومت منو عــوض کــــردنپرنده های وحشی چشماتچه کار سختی رو شرو کردنیه بــار پر زدن تــو این کوچــهیه مملکت رو زیر و رو کـــردن...
ادامه مطلب
من از آزادی ِ مشروطمون یاد تو می افتم! تو گفتی که نگفتم سخته،من تا کی بگم گفتم؟ تو پشت ِ پای من ويرونه می شی اشک می ریزی منم با پای زخمی می شکنم پای تو می افتم نمی دونستم این آواره گی مبهم تموم میشه و اِلا از شروعش آخر و آغاز می کردم نمی دونستم این درهای بسته عین ِ زندونه وگرنه قبل ِ بستن قفلها رو باز می کردم لبای بسته مو ها کن چشای خسته مو وا کن دچار ِ زخم ِ تبعیدم ... بمون با من مدارا کن! بمون با من مدارا کن! سفر کردم من از آغوش تو با بال ِ برگشتن با بالی که فقط با رفتنم کوتاهتر می شد به جایی که هوای خونه رو از خاطرم برده به عمری که به عشق ِ دیدنت...
ادامه مطلب