
مثل يه بچه از سرِ زا گذشت... زندگیمون که،با(ایشالا)گذشت بارِ کجِ مرگ به مقصد رسید! شتر سواری دُلا دُلا گذشت (تموم ضرب المثلا چرندن) ترانه گفتم بزنم ،به تخته! نگا نکن! چش نخورم ایشالا ترانه گفتم که نُخودچیاتو بدون کشمش نخورم،ایشالا (نخودچی کیشمیش واسه مزه خوبه) زندگی تو ،ظرف یه بار مصرف ترانه تو ، یه قالب ِ مزخرف مُفتعِلُن، دوسِت دارم، فاعلُن مُفتعلُن، دوسِت دارم مُزلّف! (یکم مراعات و "نظیرت"...
ادامه مطلب
من از آزادی ِ مشروطمون یاد تو می افتم! تو گفتی که نگفتم سخته،من تا کی بگم گفتم؟ تو پشت ِ پای من ويرونه می شی اشک می ریزی منم با پای زخمی می شکنم پای تو می افتم نمی دونستم این آواره گی مبهم تموم میشه و اِلا از شروعش آخر و آغاز می کردم نمی دونستم این درهای بسته عین ِ زندونه وگرنه قبل ِ بستن قفلها رو باز می کردم لبای بسته مو ها کن چشای خسته مو وا کن دچار ِ زخم ِ تبعیدم ... بمون با من مدارا کن! بمون با من مدارا کن! سفر کردم من از آغوش تو با بال ِ برگشتن با بالی که فقط با رفتنم کوتاهتر می شد به جایی که هوای خونه رو از خاطرم برده به عمری که به عشق ِ دیدنت...
ادامه مطلب