خرید بک لینک
دیشب که باز به خواب من آمدی

از لای قصه های تو افسانه ات پرید

دیشب که باد شانه به موهات می کشید

سنجاقکی به بوی خوش شانه ات پرید

سنجاق را بخاطر پروانه های خشک

از پشت سر کشیدی و پروانه ات پرید

پروانه ای حوالی شمع تو گر گرفت

از روی پشت بام تو دیوانه ات پرید

یک بوسه جانب شب پرت کردی و

یک دسته گل به پنجره ی خانه ات پرید

بوسیدمت که سر بکشم لب به لب تو را

بانو بخند...خنده ی مستانه ات پرید!

بانو بخند! خنده ی تو آن پرنده ای ست

که از بهار چشم تو بر چانه ات پرید

حالا بنوش بغض مرا،به سلامتیت!

یک قطره اشک داخل پیمانه ات پرید

تا سر به روی شانه ی مردی گذاشتی

دیوانه ای شبیه من از شانه ات پرید

برچسب: دیوانه,پرید, نویسنده: باران فدایی تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 1:23

صفحه بندی