
درگیرِ دردهای جهان بی تو سرخورده از زمین و زمان بی تو شعرم؛ ولی بدون بیان بی تو من می روم ولی تو بمان، اهواز ای شهر سالهای نخندیدن! ای سرزمینِ خاک، باریدن! شاعر شو و به گوش جهان از عشق با لحن من ترانه بخوان اهواز یک فکرخوب! بوسه لب کارون... محکم بکوب! بوسه لب کارون... ای عشق تو حکومتِ عریانی ای نو عروس ِ جامه دران، اهواز شهرِ غبار و شرجی و تابستون شهر کُنار و لنگه ی دمپایی... یک عمر غصه چه جور جا می شه توی گلوی یک چمدان اهواز؟! من می روم به خلوت بسیارم با پاکتای خالی سیگارم یک آرزوی مختصرم دارم: خاک مرا به خون بکشان اهواز با دستهای حادثه همدستم! کُلتی ب...
ادامه مطلب