تو گفتی که نگفتم سخته،من تا کی بگم گفتم؟
تو پشت ِ پای من ويرونه می شی اشک می ریزی
منم با پای زخمی می شکنم پای تو می افتم
نمی دونستم این آواره گی مبهم تموم میشه
و اِلا از شروعش آخر و آغاز می کردم
نمی دونستم این درهای بسته عین ِ زندونه
وگرنه قبل ِ بستن قفلها رو باز می کردم
لبای بسته مو ها کن
چشای خسته مو وا کن
دچار ِ زخم ِ تبعیدم ...
بمون با من مدارا کن!
بمون با من مدارا کن!
سفر کردم من از آغوش تو با بال ِ برگشتن
با بالی که فقط با رفتنم کوتاهتر می شد
به جایی که هوای خونه رو از خاطرم برده
به عمری که به عشق ِ دیدنت بیهوده سر می شد
منم من! آشنای فصل ِ پاییز و بهارونت
منم من! تشنه ی لب تشنگی ِ اوج تابستون
اسير ِ ارمغان ِ تلخ ِ سرمای زمستونم
منو از لا به لای فصلها به خونه بر گردون
لبای بسته مو ها کن
چشای خسته مو وا کن
دچار ِ زخم ِ تبعیدم ...
بمون با من مدارا کن!
بمون با من مدارا کن!
«وحيد روشن ضمير»
گریه هاتو می بوسم ...ما را در سایت گریه هاتو می بوسم دنبال میکنید
برچسب: خونه به خونه,خونه مادربزرگه,خونه,خونه خالی,خانه تیمی,خونه ما مرجان فرساد,خونه ما دوره دوره,خونه شما مورچه داره,خانه علی دایی,خونه نمدی, نویسنده: بازدید: 7