
ای برفخیز تموز! کودکانِ شهرِ من، بینور و بی هوا بوسه باران می شوند وقتی صدا می زنی ام... شهرِ من،کهکشانِ بی سرو تَهی ست بی حضور تو که کودکانش عاشقانه می خوانند برایت -در ظِلّ آفتاب- شاید ، وقتی غروب شد با بوسه و کتاب،همراهِ ماهتاب به خانه آمدی من صبر می کنم! *** ویرایش مجدد شعری که یک سال و نیم پیش نوشته شد و در فضای مجازی و سایتهای مختلف از همین محیط پخش و منتشر شد که متاسفانه با مشکلات اخ...
ادامه مطلب
ای برفخیز تموز! کودکانِ شهرِ من، بینور و بی هوا بوسه باران می شوند وقتی صدا می زنی ام... شهرِ من،کهکشانِ بی سرو تَهی ست بی حضور تو که کودکانش عاشقانه می خوانند برایت -در ظِلّ آفتاب- شاید ، وقتی غروب شد با بوسه و کتاب،همراهِ ماهتاب به خانه آمدی من صبر می کنم! *** ویرایش مجدد شعری که یک سال و نیم پیش نوشته شد و در فضای مجازی و سایتهای مختلف از همین محیط پخش و منتشر شد که متاسفانه با مشکلات اخیر و پاکسازی وبلاگها،همراه با تعداد دیگری شعر و ترانه از وبلاگم حذف شدند. ...
ادامه مطلب