خرید بک لینک
ای برفخیز تموز!

کودکانِ شهرِ من، بی نور و بی هوا

بوسه باران می شوند

وقتی صدا می زنی ام...

شهرِ من،کهکشانِ بی سرو تَهی ست

بی حضور تو

که کودکانش عاشقانه می خوانند برایت

-در ظِلّ آفتاب-

شاید ، وقتی غروب شد

با بوسه و کتاب،همراهِ ماهتاب

به خانه آمدی

من صبر می کنم!

***

ویرایش مجدد شعری که یک سال و نیم پیش نوشته شد

و در فضای مجازی و سایتهای مختلف از همین محیط پخش و منتشر شد

که متاسفانه با مشکلات اخیر و پاکسازی وبلاگها،همراه با تعداد دیگری شعر و ترانه از وبلاگم حذف شدند.

برچسب: نویسنده: باران فدایی تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 1:23

صفحه بندی