
پرنده های وحشیِ چشماتچه راه سختی رو شرو کردنیه بار پر زدن تو این کــوچهیه مملکت رو زیـر و رو کردنپرنده های وحشی چشماتتمـام شــهر و مبتــــلا کردنمنو به انتهـــای من بـــــردنیه جنگ داخلی به پــا کردنیه جنگ داخلی, پر از کشتاریه عالمه ستــاره ء بی نبضیه اغتشاشِ بی نهایت سرخیه اعتصابِ بی نهــایت سـبـزباید توو حبس خونگی باشیتا کشته ها تو خوب بشماریحکومتِ نظامی ام امشـبیه انقـــلابِ مخمـــلی داریپرنده های وحشی چشماتتو فکر کودتـــــــای این مَردنتو اومدی بخاطــرت مَـــردُمحکومت منو عــوض کــــردنپرنده های وحشی چشماتچه کار سختی رو شرو کردنیه بــار پر زدن تــو این کوچــهیه مملکت رو زیر و رو کـــردن...
ادامه مطلب
فکرکردی... ولی نفهمیدی کفر ایمان به فال فنجان است عشق طوفانِ بعدِ باران نیست عشق بارانِ بعدِ طوفان است فکر کردیم و فکر ما را کرد رنجها را که بیشتر بردیم پشت هر فکر زخم خوردیم و پشت هر زخم نیشتر خوردیم نیشتر خورده ای که مطمئنی نیشتر خورده ام که شک دارم نیشتر خورده ام به قدری که با خدا درد مشترک دارم با خدا درد مشترک یعنی: از جهان نه! جهنمی علنی فکر اینکه چگونه برگردی! فکر اینکه چگونه دل بکنی؟ "بی تو در کلبه ی گدایی خویش" می چکد شعر از سرانگشتم "همچو حافظ غریب در ره عشق" فکرها را یکی یکی کُشتم عشق احساس آسمانی نیست عشق یک اتفاق انسانی ست عشق یعنی هم...
ادامه مطلب